شماره 59/پنجشنبه 10 جدی 1388/31 دسمبر 2009

مفاهیم صلح، دموکراسی، حقوق بشر، تساوی حقوق زن و مرد، حقوق اطفال، آزادی بیان ، حقوق شهروندی و آزادی های مدنی مردم واژه هایی نیستند که چون واکسین به بدن جامعه زرق شده باشند، بلکه این واژه ها بیانگر حقوق و آزادی هایی میباشند که افغانها طی اعصار و قرون به خاطر آن مبارزه کرده و آنرا حتی در شرایط رژیم های کودتا و استبداد با قبول غل و زنجیر و زندان بدست آورده اند. افغانها در شرایطی که حکومت ها تحمل شنیدن حرف دگر اندیشان را نداشتند از این حق با فدا نمودن جان شان از طریق پخش شب نامه ها استفاده کرده اند و یا هنگامی که حکومت ها تحمل وجود رسانه های آزاد را نداشته اند مردم در محافل و مجالس مفاهیم و مسایل جدی سیاسی را به شکل فکاهیات و طنز ها مطرح نموده به ریش قدرتمندان خندیده اند. دیوان های ابو عبید زاکانی، حافظ شیرازی، گلستان سعدی و حکایات مثنوی معنوی حاکی از مبارزه شدید در راه آزادی بیان به شیوه خاص زمان خودشان بوده است.
در شرایط کنونی که بار جنگ های چریکی یک گروه حد اکثر چند هزار نفری دارای دیدگاه های بنیاد گرایانه بر دوش جامعه جهانی سنگینی میکند و جهان آزاد چنان می اندیشد که پایش در گرو تحقق دموکراسی در افغانستان در گل مانده سخنانی در جهت صرف نظر نمودن از دموکراسی در افغانستان از زبان دولتمردان ایالات متحده، انگلستان، آلمان و غیره به گوش میرسد، اگر این درخت واقعاً چنانکه غربی ها فکر میکنند بی ریشه باشد در غیاب آنان در فردا نخواهد بود و اگر چنانکه میدانیم پدیده قانونمند است نهاد های مدنی باید به صفت کسانیکه طی چند سال حضور جامعه جهانی شیره نعمات دموکراسی را از کانال های ارتباط با آنان چوشیده اند ، حد اقل این شهامت را داشته باشند که حضور فعال شان را در رسانه ها، تظاهرات، میتنگ ها، گردهمایی ها، مصاحبه ها و اظهارات واضح در دفاع از این حق نشان دهند.
اگر این نهاد ها همه فعالیت های شان را در بورس، کورس، ورکشاپ و رفت و آمد های خارج خلاصه مینمانید در آنصورت مخالفان آزادی بیان و دموکراسی که علناً تیغ از نیام کشیده اند احتمالاً زبان مردم را خواهند برید.
وضعیت کنونی طوری شکل گرفته، یک تعداد کسانیکه در تفاهم با جامعه جهانی هشت سال بر اریکه قدرت تکیه زده اند اکنون در کارزار دفاع از آزادی بیان و مردمسالاری منفعل اند و با این حال حتی جهان را متردد ساخته اند که گویا مردم افغانستان با ارزش های مدنی و دموکراسی بیگانه اند انتباه جهان میتواند این باشد که گویا این افراد بخاطر امتیازات مادی آن را تایید میکردند، با تأسف در رسانه هایی که حتی نام شان آزادی میباشد افرادی طی هشت سال هزاران دالر معاش غرب را بلعیده اند که یک مصاحبه ضد آزادی بیان را روزی چندین بار نشر مینمایند درحالیکه از صد ها اقدام مدنی حتی یک بار خبر نمیدهند. در چنین شرایط باید نهاد های واقعاً مدنی(نه پوشالی) بیرق دفاع از آزادی بیان و مردمسالاری را بلند کنند و روشنفکران، محصلان، متعلمان، جوانان، زنان و سایر اقشار طرفدار نور و روشنی نگذارند این درفش به زمین بیافتد.
جالب آنست، اکنون کسانی با آزادی بیان و مردمسالاری مخالف اند که طی هشت سال بخاطر آزادی بیان از جهان معاش دالری گرفته و حتی خانواده و فامیل های بعضی شان در غرب زندگی میکند.
به این آقایان میگوییم: آنانی که از کوه ها و با سلاح با این پدیده مخالفت دارند شاید به دلیل دور بودن از این مفاهیم قابل مذاکره و مفاهمه باشند، ولی شما چگونه از نفس این قانون اساسی بر ضد آنان شمشیر کشیده اید، بدانید که مردم افغانستان با آزادی بیان و مردمسالاری چیزی را که به دست می آورند عبارتند از برق، گاز، تیل، موتر، سرک، شفاخانه، پل، خانه، کشوری با اقتصاد قوی و مردمی با شکم سیر و آنچه را از دست میدهند عبارتند از جهل، ناداری، فقر، مرض، گرسنه گی، زورگویی و تعصب میباشد.
به سایر نقاط جهان نظر کنید نه تنها انسانان بلکه حتی اشجار، درختان، پرندگان و حیوانات شان در مقایسه به کشور ما در شرایط راحت تر به سر میبرند. بنابران ای شبه روشنفکرانی که در کرسی های صلحتی تکیه زده اید، ای کسانیکه اطفال تان در کشور های غربی تحصیل میکنند ولی تیزاب پاشان به روی اطفال مکاتب را تایید میکنید، بیایید دست از این معامله ننگین و سنگین تاریخ که جز ملامتی حاصلی ندارد بردارید و ارزش هایی را که ملت افغانستان طی یک قرن به دست آورده نا دیده نگیرید و به یاد داشته باشید که این ارزش ها کدام قشله عسکری ناتو نیستند که با یک امر از یک جا به جای دیگر سوق داده شوند، این مفاهیم در خون و رگ و پوست انسانها رسوخ نموده و مانند آب و هوا جز زندگی شان میباشد و آگاه باشید که خداوند وحی الهی را با(اقرا) یا بخوان آغاز و با (قل) بندگانش را به بیان حق و حقیقت امر نموده است.Ÿ