محمد داود سیاووش
مبارکست به نام تو افتتاح کلام
تبارک اسمک یا ذوالجلال و الاکرام
اگر قبول داریم که در یک نظام مردمسالار زیست مینماییم و دولتمردان اراده ملت را رعایت و احترام میکنند پس باید قبول داشته باشیم که جامعه مدنی، رسانه های آزاد و آزادی بیان از مؤلفه های نخستین یک نظام مردمسالار بوده و در چنان نظامی رسانه ها و مطبوعات آزاد نباید زیر نظر حکومت ها کار نمایند. در یک تشکیلات مردمسالار دولت مسوول اعمال خودش میباشد و مردم که این چوکات اداره را انتخاب نموده اند حق دارند بدانند که در زیر سقف تالار های مجلل و عقب در های بسته حاکمان و متولیان امور به نمایندگی از آنان چه ها میگویند؟ چه تصامیمی میگیرند؟ و چه حوادثی در جریانست؟
یگانه چینل و کانالی که مردم میتوانند از آن طریق به این معلومات لازم و ضروری دست یابند رسانه هاست. در چنین نظام ها علی الاصول نه قیچی سانسور و دیکته وجود دارد و نه شرطی برای بررسی صلاحیت و نه اجباری برای فعالیت، چون رسانه ها مطابق امر خداوند(ج) که بندگانش را با «اقرأ» به خواندن و با «قل» به گفتن حقیقت امر فرموده است فعالیت مینمایند. فقط در همین حالست که مطبوعات و رسانه ها به صفت ستون چهارم ساختار دولت قد بر افراشته با شدید ترین انتقادات سالم و صریح ترین طرح ها و پیشنهادات سازنده آرزو های مردم را در میان طوفان حوادث به صراط المستقیم پیروزی رهنمایی مینمایند، در جوامع که آزادی بیان و مطبوعات و رسانه های آزاد نهادینه شده زمانی گزارش تحقیقی یک خبرنگار رییس جمهوری چون ریچارد نیکسون را از اریکه قدرت پایین می اندازد و گاهی افشاگری ژورنالیستان از حوادثی چون اسرار زندان بد نام ابو غریب درد سر بزرگی برای اداره بوش میسازد.
از صدای نهاد های مدنی و رسانه های آزاد جهان دولتمردان نظام های مردمسالار میلرزند و زمامداران به خاطر فرستادن فقط چند سرباز به افغانستان تا سرحد تقلا و زاری با مردم شان خم میشوند.
و اما در جامعه افغانستان!
متأسفانه کسانی حتی در دستگاه دولت افغانستان پیدا میشوند که آزادی بیان را وارداتی قلمداد نموده با آن مخالفت میورزند. این دوستان باید به تاریخ مراجعه نمایند و از اوراق آن بخوانند که افغانستان در دوره امیر حبیب الله مطبعه شخصی «عنایت» را داشت، در دوره شاه امان الله مطابع شخصی کاظمی، رفیق و انیس و نشریه های انیس، نسیم سحر و نوروز را داشت و در نظامنامه اساسی و نظامنامه مطبوعات این دوره حق افراد ملت برای تأسیس نشرات آزاد به رسمیت شناخته شده بود.
این افراد باید ملتفت شده باشند که افغانستان تجارب مطبوعات آزاد را در دوره های شاه محمود خان صدراعظم و دهه دموکراسی پشت سر گذاشته و این حق را با قربانی فرزندانش در اوراق قوانین افغانستان نوشته است.
حتی در دوره هایی که آزادی بیان به مفهوم امروزی مطرح نبود مولانا، حافظ، ابوعبید زاکانی، سعدی، سنایی و سایر بزرگان ادب و فرهنگ آزادی بیان را در اشکال متناسب به زمان در برابر زمامداران، زورگویان و مستبدین مطرح کرده و فکاهیات آب دار دیوان های برخی از بزرگان حاوی نیشخند ها به ریش مستبدین زمان بوده است.
پس از تشکیل اداره مؤقت و حضور جامعه جهانی در افغانستان آزادی بیان به صفت یکی از مؤلفه های اصلی نظام شناخته شده جامعه افغانی بعد از یک دوره رکود، خمود و جمود بار دیگر به تحرک آمده توفانی از افکار و اندیشه های مردم از طریق رسانه های آزاد در فضای کشور پیچید. میگویند اصلاح طلب ترین نیرو ها پس از به قدرت رسیدن محافظه کار میشوند و به پیروی از همین مسأله با توجه به حرکتی که در افکار جامعه به وجود آمد و با توجه به بیداری شعور سیاسی مردم که از هر طرف حکومت را زیر باران انتقاد گرفتند به تدریج تیمی که از مهد دموکراسی بر سر اقتدار آمده بود حوصله اش را از دست داده از موضع اولی خود عقب نشینی کرده راه سنگ اندازی و مزاحمت به رسانه های آزاد را در پیش گرفت و با وضع تعذیرات در قانون رسانه ها کار به جایی رسید که اگر در مرحلۀ اول وزیر فرهنگ توصیه مینمود که قبل از اخذ جوازنامه نشریه ها باید به چاپ برسند در پایان آزادی بیان گپ مفت خوانده شد. اما در همین حال همه رسانه ها مقاومت کرده و از موضع شان عقب نه نشستند که پایمردی تلویزیون طلوع و سایر رسانه های چاپی، تصویری و شنیداری در این زمینه قابل تحسین و ستایش میباشد.
ژورنالیستان و نهاد های مدنی افغانستان این هشدار فرانسس وندرل را در آن روز ها به یاد دارند که با توجه به فشار ها بر آزادی بیان در کشور گفته بود:«افغانستان متفکر بزرگ جهان، جلال الدین محمد بلخی را هشت قرن قبل به دنیا عرضه کرد، نوشته هایی که از مولانا به میراث مانده آزادی بیان را مجسم میسازد ولی امروز در زادگاه مولانا صدا هایی شنیده میشود که آزادی بیان را با فرهنگ افغانی بیگانه میخوانند، این صدا ها میراث مولانا و مردم افغانستان را کوچک میشمارند و به آن تحقیر میکنند، تصوری که این صدا ها از افغانها ارائه میکند اینست که گویا افغان ها آماده نیستند یا حق ندارند اطلاع به دست آورند و نظریات خود را آزادانه ابراز کنند، دکتاتور ها در نقاط مختلف دنیا نیز عین حرف ها را گفته اند ولی امروز بعد از سقوط آنها در کشور هایی که تحت فرمان آنها بود رسانه های پویا و آزاد به وجود آمده اند.»
متأسفانه در شرایط فعلی ژورنالیستان افغانستان در وضعیتی قرار دارند که هنوز دسترسی شان به معلومات از ادارات دولتی میسر نیست و خلاف مواد 24 و 34 قانون اساسی ژورنالیستان مورد توهین، تهدید، تحقیر، فشار و حتی لت و کوب قرار گرفته زندانی میشوند و قانون رسانه ها هنوز گم است. به گزارش دفتر حمایت از رسانه های آزاد در سال 2009 جمعاً 85 واقعه شامل قتل، زخمی شدن، لت و کوب، زندانی شدن و تهدید ژورنالیستان صورت گرفته و جالب اینکه از مجموع این واقعات 57 واقعه از طریق دولت، 11 مورد از طریق طالبان و 17 قضیه از سوی افراد ناشناس بر ژورنالیستان صورت گرفته است که در این حال بار فشار دولت به طور کاملاً باور نکردنی و عجیب بیشتر از طالبان بر ژورنالیستان میباشد. در واقعه اخیر حمله دهشت افگنان بر فروشگاه بزرگ افغان در حالیکه نیروهای امنیتی و ژورنالیستان هر دو مطابق احکام قانون اساسی یکی در تأمین امنیت و دیگری در اطلاع رسانی دقیق به مردم در خط مقدم قرار داشتند با کمال تأسف رامین ژورنالیست تلویزیون یک زخمی و ناهید نظری ژورنالیست دیگر آن تلویزیون مورد تهدید قرار گرفت، ریحان و حامد ژورنالیستان تلویزیون آیینه زخمی و تهدید شدند، میرزایی ژورنالیست تلویزیون آریانا زندانی شد و یک خبرنگار تلویزیون طلوع برای چند دقیقه تحت توقیف قرار گرفت. به همین ترتیب گفته میشود که ژورنالیستان تلویزیون پرس و الجزیره نیز زخمی و تهدید شده اند، مهمتر از همه اینکه وقتی به برنامه زنده «صد روز نخست» تلویزیون طلوع سخنگوی رییس جمهور تماس میگیرد به جواب این سوال که از نظر ایشان وقایع بعدی دشوار تر از حادثه حمله بر فروشگاه که رییس جمهور به آن اشاره نمودند چیست؟، جواب میدهد که برنامه «صد روز نخست»، در این حال موی بر اندام هر ژورنالیست و فعال جامعه مدنی راست میشود که «توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند» و اگر این حرف ها واقعاً توجیه اصلی حرف های رییس جمهور باشد کشور به کدام طرف در حرکت است؟ بنابر همین دلیل است که امروز فعالان جامعه مدنی، مدافعان آزادی بیان و گردانندگان رسانه های آزاد جمع شده اند تا این سوال را در برابر نظام مطرح سازند که اگر واقعاً مسأله از این قرار باشد چه باید کرد؟ و چه تدابیر عملی را در برابر این مشکل میتوان اتخاذ نمود؟
در این روز ها که افکار عامه جهان و افغانستان به طرف کنفرانس لندن معطوف میباشد، مدافعان آزادی بیان میخواهند این سوال را در برابر هیئت افغانستان در لندن قرار دهند که مصالحه به چه بهایی صورت میگیرد؟ در حالیکه در پیوستن مخالفان به دولت از دروازه قانون اساسی و قبول زندگی مدنی مشکلی وجود ندارد، مدافعان آزادی بیان و رسانه های آزاد میخواهند این سوال را مطرح سازند که: اگر این مصالحه به قیمت قربانی شدن ارزش های جامعه مدنی و آزادی بیان صورت گیرد، تکلیف فعالان جامعه مدنی و آزادی بیان در آینده چه خواهد بود؟